محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
261
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
است ؛ و آن كس كه ميوه را كال و نارس بچيند ، مانند كشاورزى است كه در زمين ديگرى بكارد . در شرايطى قرار دارم كه اگر سخن بگويم ، مىگويند : بر حكومت حريص است ، و اگر خاموش باشم ، مىگويند : از مرگ مىترسيد . هرگز ! من و ترس از مرگ پس از آن همه جنگها و حوادث ناگوار ! سوگند به خدا ! انس و علاقه فرزند ابوطالب به مرگ در راه خدا ، از علاقه طفل به پستان مادر بيشتر است . اين كه سكوت برگزيدم ، از علوم و حوادث پنهانى آگاهى دارم كه اگر باز گويم مضطرب مىگرديد ، چون لرزيدن ريسمان در چاههاى عميق . واژهشناسى عرّجوا : برگرديد ؛ منحرف شويد . أفلح : رستگار شد . أجنّ الماء : رنگ و بوى آب تغيير كرد و مزهاش ناگوار شد . اندمجت على كذا : چيزى را شامل شدن و فرا گرفتن . المكنون : مستور و پنهان شده . الأرشية : جمع « رشاء » به معناى طناب . الطّوىّ : چاه . البعيدة : عميق . ساختار ادبى كالزارع : خبر « مجتني » است . هيهات : اسم فعل است به معناى دور باد .